تعريف دقيق تري از مشكل
تمامی انسانها در زندگی فردی و اجتماعی خود از موانعي كه در رسيدن آنها به اهداف ايجاد مي شود به عنوان مشكل ياد مي كنند . اين موانع انرژی و زمان را برای انسان در فضائی نامطلوب قرار مي دهد به نحوی که ما بخش مهمی از انرژی و زمان خود را در مقابله و برخورد با اين موانع از دست می دهيم و به دنبال آن هستيم تا هر طور كه شده اين مانع از سر راه ما برداشته شود . در طول يک روز رفع نمودن اين نوع موانع جزء برنامه های اصلی ما می باشد و گاهاً اين موانع كه گاه نامطلوب هم هستند مورد رنجش ما شده و خود را دچار سردرگمي مي بينيم . پس در طول عمر ما معمولاً در حال دست و پنجه نرم کردن با موانع زيادي هستيم و هم در برخورد با آن زمان را از دست می دهيم و هم در برنامه ريزی برای رفع آن ، با توجه به اينکه در يک بررسی اجمالی متوجه می شويم که امروز نسبت به سالهای پيش ما با موانع بيشتر و متنوع تر روبه رو هستيم به اين نتيجه خواهيم رسيد که با آن همه انرژی و زمانی که صرف كرديم و از دست داده ايم موفقيت چندانی برای ما حاصل نشده است پس در نتيجه از اين موانع دردسر ساز كه خود را در مقابله با آن ناتوان مي بينيم به مشكل ياد مي كنيم و مي گوييم : براي من مشكلي پيش آمده ، مشكل دارم ، نمي دونم چطور اين مشكل پيش اومد و ديگه اينكه در اوج نا اميدي مي گوييم :
مثل اينكه قرار نيست اين مشكل ما حل بشه .
اما مشکل نيز به عنوان يک مفهوم همچون مفاهيمی ديگر اشتباها ًبديهی فرض شده و در واقع غير بديهی بوده است و ما می بايستی قبل از آن که به سراغ مصاديق آنها به جهت رفع می رفتيم ابتداً سعی می نموديم که با مفهوم مشکل آشنا شويم .
مشکل در تعريف کاربردی :
عبارتست از عدم هماهنگی عدم تعادل و عدم تطابق بين دو پديده در ويژگی ها و مطلوب ها
يا به عبارتي ديگر كه قبلاً گفته شد مشكل چيزي است كه تمام عوامل و متغيرهاي موثر در آن براي ما مشخص نيست
بر اساس مفهوم مشکل که عدم هماهنگی می باشد ما با ايجاد هماهنگی و با ابزار و روش خاص خود تمامی مشکلات را مي توانيم مرتفع كنيم .اين هماهنگی تنها راه حل نمودن مشکلات می باشد و لازم به ذکر است که دو پديده نياز نيست که به صورت قطعی و صد درصد به يکديگر نزديک شوند و سپس مشکل مرتفع گردد چرا که بعد از تشخيص دو موضوعی که از هم فاصله گرفته اند هر چه قدر که اين دو موضوع را به هم نزديک کنيم به همان اندازه مشکل مرتفع می گردد .
كه اين همان مشكل تعريف شده است و به آن مساله مي گوييم يعني چيزي كه بايد باشد ولي نيست و نبايد باشد ولي هست .
و اما در مورد كاربرد واژه مشكل . آيا درست بگويم : مشكل دارم – مشكل است – اصلاً چيزي به اسم مشكل وجود دارد ؟
عامل اساسي مشكلات ما در زندگي ، ريشه در الگوها و عاداتي دارد كه در طي رشد ياد گرفته ايم و اكنون در پيشامدهاي فعلي زندگي موثر نيستند و يا موجب عقب ماندگي ما مي شوند . (به عنوان مثال خانواده ممكن است به ما ياد داده باشد كه از نشان دادن اشكال خاصي از بيان عواطف اجتناب كنيم ، اما اكنون كه با فشارهاي طبيعي مربوط به زندگي بزرگسالي مواجه هستيم ، احساسات سركوب شده ناشي از اين اجتناب علايمي همچون افسردگي، نگراني يا واكنش افراطي را در ما بر مي انگيزند.)
من هرگز نمی توانم در کنکور
قبول شوم البته نه به اين شدت براي شخص
خودم چون من نتونستم در كنكور ارشد قبول بشم؛ يا اينكه من اصلا هيچ استعدادی
ندارم؛ من از لحاظ هوش و حافظه جزو
افراد متوسط پايين جامعه هستم؛ من ديگر اين کار را شروع نمی کنم، چون اگر موفق نشوم همه به ديده حقارت به من نگاه مي
كنند ».
اين
جملات را شايد بارها و بارها از اطرافيان خود شنيده ايم و اگر خوب حافظه خود را به کار گيريم شايد در برهه هايی
از زمان به ذهن خودمان اين افکار رسوخ
کرده باشند.
شکست ، آن کابوس شب های امتحان، آن قاتل روياهای برنده شدن و روی سکوهای قهرمانی رفتن در نظر خيلی از افراد، سراسر همه زشتی و کراهت است. ولی انسان های بزرگ به جای له شدن و خميدن در زير پاهای شکست، آن را زير پا گذاشته و از آن نردبان ترقی ساخته اند.
در اين باره انيشتين می گويد؛ «کسی که هرگز مرتکب اشتباه نشده باشد هرگز برای رسيدن به چيزی تلاش نکرده است». شکست واقعی از ديدگاه ماری پيکفورد تنزل به مرتبه های پايين نيست، بلکه پايين ماندن و عدم تلاش برای رسيدن به بالا ست.
موانع رسيدن ما به اهدافمان در
زندگي كه از آن گاهي نيز به شکست ياد مي
كينم و به طور كل شکست ها و مشکلات همان چيزهايی هستند که هنری کيزر به آنها به عنوان فرصت هايی برای
يادگيری می نگرد و رابرت اف. کندی
در اين باره می گويد؛ آنهايی که جرات شکست های بزرگ را دارند به پيشرفت های بسيار بزرگی هم نائل می شوند.
پس
مشکلات جزو لاينفک زندگی هستند و
انسان به موفقيت نمی رسد جز در سايه تلاش و خداوند بزرگ خلاصه و عصاره زندگی را در دو جمله به انسان تفهيم
فرموده است؛ «لقد خلقنا الانسان فی کبد؛
ما نوع انسان را به حقيقت در رنج و مشقت آفريديم. سوره بلد آيه ۴» و «ليس للانسان الا ما سعی؛
انسان هيچ چيزی به دست نمی آورد جز با تلاش».
می
گويند که اديسون برای ساختن باتری، ۲۵ هزار روش مختلف را به کار گرفت. از او در مورد احساسش درباره اين
تجارب همراه با شکست سوال شد، او در
جواب گفت؛ «اکنون بعد از اين ۲۵ هزار روش، من می دانم که چرا با هر کدام از آنها باتری ساخته نشد ولی آيا شما نيز
می دانيد؟»
افکار و احساسات افراد درباره خودشان به عنوان يک جنبه مهم عزت نفس مطرح است و نشان دهنده يک جنبه مهم زندگی روان شناختی است. عزت نفس در نوع واکنش افراد به مشکلات تاثير انکارناپذيری دارد. افرادی که از عزت نفس بالا برخوردارند قضاوت های مثبت در مورد خود دارند و صفات مثبت را به خود نسبت می دهند و به هنگام شکست کمتر از پريشانی هيجانی رنج می برند. آنها در مورد خودشان به اين نحو می انديشند که توانايی بالايی دارند و از عهده مسائل بر می آيند و نيز انتظار موفقيت در آنها بالاست.
پاسخ های هيجانی افراد به شکست اعم از شادی، اندوه، ياس و... از عقايد شان درباره عملکردشان تاثير می پذيرد. برای پيش بينی واکنش هيجانی افراد در مقابل شکست در يک موقعيت بايد سطح عزت نفس آنها و عملکردشان در آن موقعيت را در نظر بگيريم.
يعنی اگر عزت نفس فرد بالا باشد و عملکرد خوبی هم داشته باشد واکنش هيجانی بهتر و معقولانه تری خواهد داشت و عکس. افرادی که از عزت نفس بالا برخوردارند از تاثيرات منفی شکست راحت تر جدا می شوند، زيرا آنها عقيده دارند که صفات و توانايی های بسيار ديگری دارند و اين مسئله توضيح می دهد که چرا آنها به هنگام شکست کمتر احساس پريشانی و استيصال می کنند. .
در مقابل افرادی که از عزت نفس پايين برخوردارند جنبه های منفی شکست را بزرگ کرده و بيش تعميم دهی می کنند با شکست در يک حوزه و در يک جنبه آنها به اين نتيجه می رسند که در هيچ چيزی استعداد ندارند. در مقابل افراد برخوردار از عزت نفس بالا، شکست خود را در يک جنبه با استفاده از هنرها و استعدادشان در جنبه های ديگر جبران می کنند.
هيچكس منتظر خواب تو نيست
كه به پايان برسد
لحظه ها مي آيند
سالها مي گذرند
و تو در قرن خودت مي خوابي
هيچ پروازي نيست
برساند ما را به قرن دگران
مگر انگيزه و عشق
مگر انديشه و علم
مگر آئينه و صلح
و تقلا و تلاش
بخت از آن كسي است
كه مناجات كند با كارش
و در انديشه يك مسئله خوابش ببرد
وكتابش را بگذارد زير سرش
و ببيند در خواب ، حل يك مسئله را
باز با شادي درگيري يك مسئله بيدار شود .
اين شعر نيز گزيده اي از يكي اشعار مرحوم مجتبي كاشاني است كه تقديم حضورتان شد . اميدوارم كه همه ما بتوانيم موانع موفقيت خود را برطرف كنيم و تعريف درستي از موانع داشته باشيم و بتوانيم موفقيت را تجربه كنيم .
با نظرات خوب و سازنده خود راهنماي من در بهتر شدن اين وبلاگ باشيد .
مهارتهای زندگی عبارتند از: